دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی

قسمتی از متن پایان نامه :

توانمند سازهای پیاده سازی

منبع : اقتباس (van Raaij  & stoelhorst , 2008)

 

مدل 5-2- تجسم این دوگانه گی بین طراحی و توسعه می باشد .دراین تصیر، مروری را که پیش ازاین برمسئله ی پیاده سازی انجام داده بودیم ،را درمنطقی غیررسمی در مدل 4-2- پیشنهاد شده ، یکپارچه کرده وبه مانشان می دهد که چگونه می توان عناصر توانمند سازکه درادبیات مورد برسی قرارگرفته بود را با دیگر ابعاد بازارگرا بودن مرتبط ساخت. در بالای 5-2- توانمند سازهای سیستمی طراحی بازارگرایی نمایش داده می گردد که مشتمل برساختارسازمانی ،طراحی فرآیند های کسب وکاروتکنولوژی ارتباطات واطلاعات و سیستمهای پاداش می گردد . در پایین مدل  5-2 توانمند سازهای فرهنگی و رفتاری توسعه و بهبود بازارگرایی قراردارد که مشتمل بر رهبری ، ارزش ها وهنجارهای رفتاری ومدیریت شایستگی و صلاحیت می گردد.

هنگامی که اینها به تنهایی یا به همراه دیگرتوانمند سازها درسازمان وجود نداشته باشند ، نبود آنها تبدیل به موانعی برای پیاده سازی بازارگرایی می گردد. یک برنامه ی تشخیصی دقیق به همراه پرسش هایی که دربالا مطرح گردید، می تواند به دقت به منشاء مشکلاتی[1] که یک شرکت برای تولید ،اشاعه واستفاده ازاطلاعات بازار برای خلق ارزش مشتری دارد، تصریح نماید. بسته به اینکه این معضلات در کجا قراردارند، استراتژی طراحی، یا بهبود و توسعه و یا یک استراتژی ترکیب اقدامات واصلاحات مدیریتی مناسب خواهد بود. هدف استدلال مدل 4-2- و مدل 5-2- برقراری تعادل و هماهنگی و سازگاری بین ادبیاتی که از ارتباط ی بین تآمل در ارزش مشتری و بازارگرایی جانب داری می کند (Slater & Narver, 2000) (Woodruff, 1997) و ادبیاتی که از ارتباط ی بین بازارگرایی و یادگیری پشتیبانی می کند (Baker & Sinkula, 1999) (Baker & Sinkula, 2002) (Sinkula, Baker, & Noordewir, 1997)(Slater & Narver, 1995)  می باشد. مدل 4-2- و مدل 5-2- روشن می سازد که بازارگرایی اساسا در ارتباط با یادگیری این مطلب می باشد که چگونه برای مشتری ارزش خلق نماییم . درعین حالیکه این موضوع اصولا وابسته به خلق ،اشاعه واستفاده از دانش بازار می باشد که نقطه ی تمرکز سنتی ادبیات معاصر بازارگرایی بوده می باشد ، اما مدل 4-2- و مدل 5 -2- همچنین ایجاب می کند که یک توجه بسیار دقیق به این که کدام یک از فرآیند های پایه ای کسب وکار (من باب مثال ،توسعه ی محصول ، ارائه و تحویل خدماتی یا مدیریت روابط) برای تولید ارزش مشتری نیازمند بهبود می باشد ، داشته باشیم. برسی های ترکیبی پیشین ، تنها تصریح کرده اند که مدیران بایستی به هوشمندی بازار «پاسخگو» باشند و دست به «اقدامات متناسب» بزنند، بدون این که هیچگونه مسیر تدریجی دقیقتر را از هوشمندی بازار به سوی عملکرد برای آنها فراهم نماید، (Homburg & Plfesser, 2000) (Lafferty & Hult, 1999).  پیشنهاد ما این می باشد که مدیران به برنامه های تغییری بیاندیشند که منجربه بهره گیری از هوشمندی بازار در جهت بهبود فرآیند کسب و کار گردد و آن نیز به نوبه خود منجر به تولید ارزش برای مشتری گردد، (van Raaij & Stoelhorst, 2008, p. 1286). همانطور که ملاحظه گردید در این قسمت دو متغیر سرمایه فکری و بازارگرایی و روابط آنها بایک دیگر و با سایر متغیرها مورد برسی قرارگرفت. این پژوهش از آنجا در کشور تا کنون کسی و مطالعه ای به برسی روابط متقابل آنها با هم نپرداخته می باشد. اندازه همبستگی آنها را بایک دیگر مورد کنکاش قرارمی دهد.

[1] Sources of problems

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

اهداف پژوهش:

هدف اصلی:  شناسایی ارتباط بین سرمایه فکری وبازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی

اهداف فرعی :

  • شناسایی ارتباط بین سرمایه انسانی و بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی
  • شناسایی ارتباط بین سرمایه مشتری (ارتباط ای) و بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی
  • شناسایی ارتباط بین سرمایه ساختاری وبازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی